محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1745
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
و اين كوه قاف گرداگرد « 1 » جهان اندر است ، و اين جهان بر مثال انگشت ست در انگشترى . و اين كوه قاف از زمرّد سبز است ، و با آسمان اوّل پيوسته « 2 » است ، و خداى عزّ و جلّ از آن سوى كوه قاف چندانى خلايق از گوناگون آفريده است كه عدد آن بجز خداى عزّ و جلّ هيچ كس نداند ، و روشنايى ايشان از نور كوه قاف باشد ، و اين كبودى « 3 » آسمان كه تو همى بينى نه كبودى است كه سبزى كوه قاف است ، و آسمان كبود نيست كه سپيدى سخت سپيد و روشن است . و اين خلقان كه بدين شهرهااند كه نزديك كوه قاف است كه آن را جابلقا و جابرسا و تارش و تافيل خوانند ، و قصّهء ايشان بگفته آمدست بسورة البقرة بقصّهء معراج ، « 4 » و ايشان را روشنايى از كوه قاف است كه آفتاب بدانجا نمىتابد كه چهار ماه اندر ظلمت و تاريكى ببايد رفت ، تا آن وقت بدان جايگاه رسند و از مشرق و مغرب ببايد گذشتن . اينست صفت كوه قاف . امّا قرآن مجيد اين قرآن است كه ما مىبينيم و مىخوانيم . و اين جمله بيكبار فرستاد « 5 » به آسمان چهارم ، و از آن جايگاه بتفاريق آيت آيت و دو دو آيت و سوره سوره - چنان كه لايق وقت بود - مىفرستاد سوى « 6 » پيغامبر عليه السّلم ، چنان كه گفت عزّ و جلّ : إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ . « 7 » گفت كه : ما قرآن بفرستاديم اندر شب قدر ، و آن فضل كه شب قدر بر شبهاى ديگر دارد اينست كه خداى عزّ و جلّ اين قرآن بجملگى در شب قدر به آسمان چهارم فرستاد . امّا اين كه گفت :
--> ( 1 ) بگرداگرد . ( صو ) ( 2 ) و پيوسته است به آسمان نخستين . ( صو ) ( 3 ) كبوتى ( صو ) ( 4 ) جلد اول ص 193 ( 5 ) فرستادند . ( صو ) ( 6 ) و از آنجا سورة و سورة و آيت و آيت فرستادندى سوى . ( صو ) ( 7 ) القدر 1